تبليغاتX
نم نم تا عشق
من اهل  فریادم نه اهل سکوت


می ترسم از  بغضی که نابهنگام در گلو زاده شود و فریاد اعتراضم را نزاده  در گلو خفه کند.

2 نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1390ساعت 15:55  توسط اولدوز  | 

و    او     که خوب می شناسمش ، همین نزدیکی هاست

این تنها چیزی است که از او می دانم.

2 نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1390ساعت 15:50  توسط اولدوز  | 

*ای نام تو بهترین سرآغازم

در هوای عشقت بده پروازم

2 نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1390ساعت 15:43  توسط اولدوز  | 

خداوندگار من
خداوندگار من  در اوج تنهایی ام کنار من خواهد بود.


 من اگر امروز از تنهایی گریزانم  لاجرم فردایی خواهد بود که تنهای تنها، سرد سرد  تا ابدیت خواهم بود

 و من امروز او را می خوانم با صدایی به بلندای وجودش، که امروز که تنها نیستم تا فردایی که تنهای تنهایم تنهایم نگذارد. زیرا که تنها او می تواند مرا از تنهایی برهاند و دیگر هیچ.

2 نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 15:44  توسط اولدوز  | 

خفتگان
شاید امروز

شاید فردا

خفتگان بیدار شوند،

 و شاید هرگز.


چه غم انگیزاست اوضاع خفته ای که می خواهد بیدار شود و نمیتواند


آیا بیداری هست  بیدارم کند؟؟

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 13:28  توسط اولدوز  | 

-
خدایا فکر می کردم پیشم هستی.


هستی؟؟


الو؟؟؟؟؟؟؟


جواب بده لطفا.

2 نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 22:41  توسط اولدوز  | 

سرزمین من
 این جا شهر سکوت است و  همهمه

شهری که سیاهی حجاب ظواهر است

این جا سیاهی را می ستایند

غم را به عرش می نشانند

شادی را  به  دار می کشند

 و امید را نا امید می کنند

 

عشق را فرو  می نشانند

منطق را بر پایه پول می سازند



طلا را به دیوار می کوبند

می بویند و می بوسند

 


 

خدایا

 این جا کجاست؟

این جا سرزمین من است؟

2 نوشته شده در  چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 22:51  توسط اولدوز  | 

خدایا ترا سپاس
خدایا ترا سپاس برای آنچه به من بخشیده ای،

ترا سپاس می گویم برای آنچه از خوب ها  دارم و از بد ها ندارم.

 ترا شکر گزارم  که می توانم مهر بورزم و مهر بگیرم.

ترا شکر می گزارم  زیرا که  نه جسمم و  نه روحم  تنها  است.

ترا سپاسگزارم که مرا آدم آفریدی و در مسیر انسانیت قرارم دادی.

ترا قدرشناسم که  می توانم در ناآرامی هایم از تو آرامش بگیرم.

ترا ممنونم و قدر دانت که هرگاه  لحظات زندگی ام  رو به خشکی نهاده با عطر تو طراوت دوباره گرفته است.

مرا ببخش برای آنچه از بد ها دارم و از خوب ها ندارم.

2 نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 15:51  توسط اولدوز  | 

مراقبت از ماهی کوچولوها
*ماهي قرمز کوچک يا همان ماهي طلايي (Goldfish) **از معمول ترين ماهي هايي است که در منزل مي توان از آنها نگهداري کرد. اين حيوان کوچک خانگي که بسيار جذاب و دوست داشتني است، در صورت مراقب مناسب مي تواند تا چند سال در کنار ما در منزل زندگي کند. اما متاسفانه به خاطر قيمت ارزان آن، اغلب توجه لازم به آن نمي شود و در شرايط نامناسب نگهداري مي گردد، لذا بيش از چند ماه عمر نمي کند. بايد دانست که قيمت ارزان اين ماهي هاي زيبا نبايد با ارازن بودن جان اين موجودات زيبا اشتباه گرفته شود. لذا لازم است براي فراهم آوردن شرايط مناسب زندگي آنها، مواردي را رعايت کنيم. ظرف نگهداري اولين موضوعي که مي تواند به عنوان يک عامل مهم در عمر بيشتر ماهي موثر باشد، محل زندگي آن است. ظروفي که در آنها ماهي فروخته مي شود، اغلب کوچک است و نبايد اشتباه کرد و ماهي ها را در همان ظروف کوچک نگاه داشت. ماهي ها به اکسيژن موجود در آب احتياج دارند و اين اکسيژن از طريق سطح هوايي که با آب در تماس است وارد آب مي شود. هر چه سطح مقطع بالاي تنگ کوچک تر باشد، اکسيژن کمتري مي تواند وارد آب شود. پس سعي کنيد تا آنجا که ممکن است از ظروف کوچک براي نگهداري ماهي ها استفاده نکنيد. آب از آنجايي که ماهي در تمام طول عمر خود در آب مي باشد، لذا لازم است آبي که براي زندگي آن انتخاب مي کنيم داراي شرايط مناسب زندگي باشد. معمولا استفاده از آب شهري مشکل خاصي براي ماهي هاي قرمز ايجاد نمي کند. اما قبل از کنار گذاشتن آب براي ظرف ماهي، بگذاريد يک دقيقه آب از شير برود. اين کار باعث مي شود برخي مواد شيميايي که احتمالا در لوله رسوب کرده اند بيرون بروند. براي اطمينان از خارج شدن موادي مانند کلر، بايد قبل از عوض کردن آب ماهي ها، بگذاريد که آب به مدت يک شبانه روز در ظرف بماند و بعد ماهي را داخل آن بيندازيد. همچنين اين عمل باعث مي شود که آب دماي محيط را گرفته و تغيير آن براي ماهي ها خطري در بر نداشته باشد. هرگز نبايد اجازه دهيد که آب ظرف ماهي ها کثيف شود، اين کار مي تواند باعث بيماري، کوتاهي عمر و در نهايت مرگ آنها شود. شما بايد در طول هفته يک يا دو بار آب ظرف ماهي ها را عوض کنيد. براي تعويض آب تنگ ماهي، هرگز آب را يک دفعه عوض نکنيد، بلکه با آرامش کامل، نيمي از آب ظرف را خالي کرده و سپس کم کم آب خالي شده از ظرف را با آبي که از يک روز قبل نگه داشته ايد(براي خارج کردن کلر آب) جايگزين کنيد. در هر صورت بايد سعي کنيد که کمترين استرس را به ماهي هاي کوچک منتقل کنيد. غذاي ماهي ماهي هاي قرمز کوچک، حيوانات بسيار سخت جاني هستند و هر چيزي را مي خورند. لذا به راحتي مي توانيد در شرايطي که غذاي مناسب در دسترس نداريد از خرده هاي نان، شيريني و ... به مقدار کم به عنوان غذا به آنها بدهيد. اما اگر در نگهداري آنها مبتدي هستيد به شما پيشنهاد مي شود از غذاهاي آماده آنها که ارزان قيمت هم مي باشد تهيه کنيد. فقط مطمئن باشيد که غذايي را که مي خريد مربوط به Goldfish مي باشد. ماهي هاي نيز مانند انسان به پروتئين، ويتامين و ... براي رشد و زندگي نياز دارند. در ارتباط با غذا دادن بايد دقت کنيد که دادن زياد غذا به آنها و ماندن آنها در ظرف باعث آلودگي آب شده و براي ماهي ها خطراتي به همراه خواهد داشت. سعي کنيد به مقدار بسيار بسيار کم، در سه نوبت غذايي همانند خودتان به آنها غذا دهيد و مقدار آن بايد به گونه اي باشد که غذاي اضافي در آب نماند. دماي محيط بهترين دما براي زندگي اين ماهي ها از حدود 10 تا 25 درجه سانتيگراد مي باشد. دماي محيط هرگز نبايد به طور ناگهاني تغيير کند. اما تغيير تدريجي و ملايم دماي محيط يا آب براي آنها قابل تحمل مي باشد. نور ماهي هاي قرمز کوچک نيز همانند ساير حيوانات يا گياهان احتياج به نور خورشيد دارند. محل نگهداري آنها بايد به گونه اي باشد که تغيير روز و شب در آن احساس شود. هرگز آنها را در زير نور مستقيم و شديد آفتاب قرار ندهيد. ساير شرايط ريختن شن يا ماسه کف ظرف مي تواند حس بودن در منزل را براي اين ماهي ها بيشتر کند. دقت کنيد که بيش از دو يا سه سانتيمتر ارتفاع ماسه کف ظرف نباشد، چرا که در غير اين صورت مي تواند محيط خوبي براي رشد خزه و باکتري ها باشد. همچنين بايد از ماسه ايي استفاده کنيد که لبه هاي تيز نداشته باشد تا باعث زخمي شدن ماهي ها نشود. در اين رابطه هرگز از ماسه هاي رنگ شده استفاده نکنيد. بررسي رفتار ماهي حداقل روزي دو نوبت يک دقيقه اي به رفتار ماهي هاي خود توجه کنيد. به اين ترتيب مي توانيد حرکت هاي غير معمول آنها تشخيص دهيد. در صورت بروز مشکل در رفتار آنها اگر علاقمند باشيد مي توانيد از متخصصين نگهداري ماهي براي درمان آنها مشورت بگيريد. اما مطمئن باشيد اگر موارد بالا را رعايت کنيد مشکل خاصي براي آنها پيش نخواهد آمد*
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 22:20  توسط اولدوز  | 

مبارک بادت این سال و همه سال

بهاری دیگر در راه است

زمزمه ی آمدنش،  به مکان و لامکان خوشی  آورده است .

براستی که  خوش کسی می آید.



بهارتان شاد و  پاینده

روزهاتان خوش و سرزنده

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 21:49  توسط اولدوز  | 

وجدان انسانی

امروز که می اندیشم به بودنم، به تک تک دانسته هایم ، به تجربه های اندکم و به  و جدان درونی ام،

آنچه مرا از عمق خویش به خود می خواند فراتر از دین و مکتب، فراتر از نژاد ، فراتر از جنسیت  و فراتر از هر القا و تلقینی، انسانیت  است.

آنگاه که رها شوی از هر باید و نبایدی که در ذهنمان تپانده اند و دل بسپاری به آنکه باید بسپاری موجی از خلوص بر دلت راه می یابد و آن راهنمایی است که بی شک به بد راهی نمی کشاندت.من مسلمان ،همنوع مسیحی ام، یهو دی ام، زرتشتی ام و هر آن که بتوان نام انسان بر او نهاد چیزی به نام وجدان درونشان هست که قانون انسان مندی را به او می آموزد. و این قانون فراتر از سایر قوانینی است که بر اقتضای محیط جغرافیایی مان بر آن دست یافته ایم . زبانی است که کنار هم احساس آرامش و امنیت کنیم تنها به یمن انسان بودنمان. و اگر کسی از این قانون غافل شود دیگر هیچ مکتب و قانونی او را  پایبند  نمی تواند بکند. مگر این که مجازاتش کند.

2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 15:57  توسط اولدوز  | 

مهربانترین من
نمی دانم روزگار خوبیست یا بد؟ که یکی  اینقدر مهربان  است و یکی دیگر اینقدر  ریا کار!

نمی دانم  خور شید با مهر می تابد یا با خشونت؟ که گلی  سر به آسمان برده و به رویش لبخند می زند و درختی دیگر  زیر هرمش می گدازد.

نمی دانم آسمان سراپا لطف است یا عقوبت؟ که نم نم بارانش زندگی می بخشد و  سیلش ویران می کند و گاهی نباریدنش.


اما

 

به مهربانیت شک ندارم . به حال خود وا مگذارم ای یگانه ترین.



2 نوشته شده در  یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت 17:34  توسط اولدوز  | 

باز هم سهراب
آسمان ، آبی تر ،
آب ، آبی تر ،
من در ایوانم ، رعنا سر حوض .

رخت می شوید رعنا .
برگ ها می ریزد.
مادرم صبحی می گفت : موسم دلگیری است .
من به او گفتم : زندگانی سیبی است ، گاز باید زد با پوست .
زن همسایه در پنجره اش ، تور می بافد ، می خواند .
من * ودا * می خوانم ، گاهی نیز
طرح می ریزم سنگی ، مرغی ، ابری .

آفتابی یکدست .
سارها آمده اند .
تازه لادن ها پیدا شده اند .
من اناری را ، می کنم دانه ، به دل می گویم :
خوب بود این مردم ، دانه های دلشان پیدا بود .
می پرد در چشمم آب انار : اشک می ریزم .
مادرم می خندد .
رعنا هم
2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 21:25  توسط اولدوز  | 

خدا
حسی لطیف محیط و محاط است بر من.
زیباست، دلنوازست،
آرام می کند، شوریده می کند.
چیست؟
 کیست؟
 استشمامش می کنم. کجاست، نمی دانم!
گاه شوریده ام، گاه محو تماشایم، .
 کیستی؟ چیستی؟
تو خیلی بزرگی یا من خیلی حقیرم؟
 بی شک همچو تویی دیگر نیست.
نامت را خدا می گذارم.
2 نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 20:16  توسط اولدوز  | 

flower

2 نوشته شده در  دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 14:10  توسط اولدوز  | 

 
pc.ir/chatroom.js">
كد چت روم
برای ورود به چت روم کلیک کنید

كد چت روم